اولین عروسی

عزیزدلم
دیانای خوشگل مامان بالاخره اولین عروسی بعد از تولدت رو با مامانی و بابایی رفتی
پنجشنبه ۱۳شهریور عروسی دخترعموی مامان معصومه عزیز بود
خیلی خوش گذشت انقدر اونجا صدای بزن و بکوب زیاد بود 
![]()
که ما فکر میکردیم تو بترسی و گریه کنی ولی خیلی خوشحال بودی
،تو هم خیلی دست دستی کردی
و بعد از مراسم هم تا صدای آهنگ میشنوی زودی دست دستی میکنی
تو عروسی هم همش بغل مامان جون بودی
یا بغل دایی ها و زندایی ها و سارا جون
مامانیتم با خیال راحت با بابایی کلی رقصیدن
قبل از عروسی هم سه تایی رفتیم آتلیه و عکس گرفتیم
که بعدا توی وبلاگت میذارم
قربون دخملم برم مثل ماه شده بود
جیگری من دوست دارم یه دنیا![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



اولین عروسی
