دیانادیانا، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 21 روز سن داره
مایامایا، تا این لحظه: 10 سال و 8 ماه و 21 روز سن داره

ديانا و مایا فرشته كوچولوهاي مامان و بابا

سالگرد ازدواج مامانی و بابایی

در تاریخ  مامانی و بابایی با یه دنیا عشق و صداقت با هم عروسی کردن حالا از اون تاریخ سال میگذره و مامان و بابا عاشق تر از اون سالها شدن چون خدا تو امین سالگرد ازدواجشون فرشته کوچولو رو بهشون داده و یه عروسک نازنازی جمع دونفرشونو، سه نفره کرده این عروسک کوچولو برای مامان و بابا فقط یه نفر نیست یه دنیاست دیانای عزیزم ممنون که امسال تو جشن سالگرد عروسی مامان و بابا شرکت کردی نازنینم امسال من و بابایی خیلی بیشتر از قبل احساس خوشبختی میکنیم و امیدواریم تو هم در کنار ما همیشه احساس خوشبختی و شادی داشته باشی ...
12 اسفند 1392

2 ماه و 17 روزگی دیانای عزیزم

         دخترم این روزها خیلی ناز و با نمک شده  همش دوست داری باهات بازی کنیم و وقتی من و بابایی باهات حرف میزنیم خوب و با دقت نگاه میکنی و بعد میخندی عزیزمممم (اولین لبخند واقعیتو 48 روزگی به مامان جونت زدی).دوست داری بغلت کنیم و همه جا رو نگاه کنی مخصوصاً به اشیای براق و نورانی بیشتر توجه میکنی مثلاً تو خونه به لامپ و مهتابی و عکس مامانی چون نور توش داره نگاه میکنی و چشم ازشون برنمیداری.خیلی وقتا هم دوست داری روی تشکت یه عالمه دست و پا بزنی و اگه بغلت کنیم گریه میکنی یکی دیگه از کارات اینه که دستتو مشت میکنی و میذاری تو دهنت و تند تند میمکیش ملچ و ملوچ، منم عاشق صدای ملچ ملوچشم دستتو ...
12 اسفند 1392

ژست های خواب دیانا جون مامان

دخترم دیانا خیلی ناز میخوابه مثل فرشته ها خیلی گرماییه عادت داره دستاشو بیرون از پتو بذاره و از لباس زیاد پوشوندن بدش میاد مخصوصاً کلاه که نگو وای وای وای وقتی کلاه میذاریم براش جیغ بنفش میکشه تا حدی که مجبور میشیم درش بیاریم .اینم یه سری از ژستهای خوابشه. ...
28 بهمن 1392